زين الدين محمود واصفى
115
بدايع الوقايع ( فارسى )
را كه عبارت از قرشى است محاصره كردهاند ، عبيد الله خان و جانى بيك سلطان « 1 » در نواحى كرمينه و كوچكونچى خان و تيمور خان « 2 » با ساير سلاطين در ميانكال بودند و همهء ايشان [ به حكم ] : وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ « 3 » بر فرار قرار داده بودهاند ، كه عاليجناب نقابت اياب ، حضرت قطب الاقطاب ، سلطان الاوليا ، برهان الاتقيا غوث الاسلام مغيث المسلمين سلطان النقبا و نقيب السلاطين ، امير سيد عبد الله الملقب به امير عرب از ولايت تركستان به بخارا آمدهاند و عبيد الله خان را ديدهاند كه بيغايت بيدل شده و عنان اختيار از دست داده ، گفتهاند : اى فرزند ترا چه مىشود ؟ حضرت حق سبحانه و تعالى از براى شما تحف و هدايا فرستاده و جهت شما مراتب عليه در دنيا و آخرت مهيا كرده ، شما مىخواهيد كه آنها را پشتپا زنيد و قبول نكنيد . عبيد الله خان گفت كه : مخدوما اين تحقيق پيوسته كه عدد لشكر اين جماعت از هشتاد هزار متجاوز است ، و كميت لشكر ما پيش شما معلوم است . امير عرب فرمودند كه : اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم « 4 » كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ « 5 » واقعهء جنگ بدر « 6 » را منظورنظر همت عالىنهمت داريد و دل ميندازيد . در اين حكايت بودند كه خبر آمد كه قرشى را گرفته قتل عام نموده « 7 » ، بر وجهى كه متنفسى زنده نماند « 8 » . عبيد اللّه خان گريان شد و گفت كه : مخدوما به اين جماعت چگونه مقاومت توان كرد ؟
--> ( 1 ) - T ، C و B : خان ( 2 ) - P ، T : تيمور سلطان ( 3 ) - قرآن سوره 2 آيهء 191 ( 4 ) - قرآن سورهء 16 آيهء 100 : بجاى اعوذ ، فاستعذ . ( 5 ) - قرآن سورهء 2 آيهء 250 ( 6 ) - نسخ ديگر : واقعهء بدر ( 7 ) - نسخ ديگر : قتل عام كردند ( 8 ) - نسخ ديگر : متنفسى خلاص نشد